على اصغر حلبى

160

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

3 . كلمات اگر خوانده شوند صورت و عرض هستند ، و اگر نوشته شوند جسم و جوهرند ؛ و اعراض و جواهر همه حادث‌اند ؛ 4 . در خود قرآن آياتى هست كه دلالت بر مخلوق بودن آن مىكند ، از قبيل « ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ » هيچ ذكر تازه‌يى از پروردگارشان بر ايشان نمىآيد مگر اين كه آن را در حال بازى كردن گوش دهند ( انبياء ، 21 / آيهء 2 ) كه مقصود از « ذكر » قرآن است ، و مقصود از محدث تازه بودن و نو بودن آن است ، و هر چيز نوى البتّه حادث است و قديم نيست . « 1 » ابو الفتوح رازى در شرح همين آيه آرد : « مراد به ذكر قرآن است بلا خلاف در ميان مفسّران ؛ و در آيه دليل است بر حدوث قرآن ، براى آن كه اسم محدث بر او اجرا كرد بر اطلاق . و محدث نقيض قديم باشد . اگر قرآن قديم بودى و خداى گفتى محدث است دروغ بودى . امّا قول برخى از اشاعره كه گفتند مراد به ذكر محمّد ( ص ) است از روى تعصّب است . . . و از قرينهء استماع كه در آيت است غافل شده‌اند . . . و انديشه نكرده‌اند كه پيغمبر مسموع نباشد كلام مسموع باشد ؛ و ليكن آن كه خداى نامحسوس را مرئى گويد و از نامعقولى اين مقاله انديشه نكند عجب نباشد كه پيامبر مرئى را مسموع گويد ! » « 2 » و يا اين كه مىفرمايد « إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا . . . » ما آن قرآن را عربى كرديم ( زخرف ، 43 / آيهء 2 ) ، كه باز دالّ بر حدوث و مخلوق بودن آن است « و آيت دليل است بر حدوث قرآن ، براى آن كه خداى تعالى گفت من اين قرآن را كردم . و آن چه كرده و مجعول باشد قديم نبود ؛ ديگر آن كه گفت عربيّا ، بر لغت عرب نهادم و بر منهاج و طريقهء ايشان . و لغت ، به اتّفاق ، محدث است قديم نيست . . . « 3 » ، و بر اين قاعده لغت عرب به هر حال بايد تا مقدّم بر قرآن باشد ، و چون آن چه بر قرآن مقدّم است محدث است ، قرآن كه پس از او باشد چگونه قديم باشد ؟ » « 4 »

--> ( 1 ) . احمد امين ، ضحى الاسلام ، 3 / 34 - 39 ، قاهره ، 1371 / 1952 . ( 2 ) . ابو الفتوح ، تفسير ، 8 / 5 - 4 ، ابو الحسن شعرانى . ( 3 ) . همان جا ، 10 / 74 - 75 . چنان كه مىبينيد نظر شيعه در اين باره به معتزله كاملا نزديك است . امّا معتزله در اوضاع و احوال گوناگون افراط بسيارى كرده‌اند . مثلا ابو الحسين خيّاط معتزلى ( 220 - 300 ه . ق . ) مىگفته است « من اطمينان دارم كه اگر رسول اكرم در عهد معتزله مىزيست عقيدهء به خلق قرآن را جهت امّت خود به نصّ صريح سفارش مىكرد » ( - الانتصار ، 160 نيبرگ ، قاهره - 1927 ) . ( 4 ) . اينكه مىگويد « لغت ، به اتّفاق محدث است » ، نظر معتزله و شيعه است كه غالبا لغات را وضعى مىدانند ، و حال آنكه بيشتر اشاعره لغات را « توقيفى » مىدانند ، و لذا آنها را محدث نمىتوانند بشمارند .